دكتر عقيقى بخشايشي
1744
چهارده نور پاك ( فارسي )
بين دوستان او بود خبر دادم و از امام خواستم براى رفع اختلاف دليلى ( معجزه اى ) آشكار فرمايد . امام در پاسخ نوشتند : " به راستى خداى عزيز و جليل با عاقل گفتگو مىكند ، هيچكس نمىتواند بيش از آنچه آخرين پيامبران و سرور مرسلان پيامبر اسلام ( صلى الله عليه وآله ) ارائه فرموده است نشانه و دليلى بياورد ، در عين حال قوم او گفتند ساحر و كذاب است ، كسانى را كه هدايت پذير بودند هدايت فرمود جز آنكه معجزات مايهء سكون و آرامش بسيارى از مردم است ، و اين بدان جهت است كه خداى عزيز و جليل به ما اذن مىدهد سخن مى گوييم ، و ما را از سخن منع مى فرمايد ساكت مى شويم . اگر خدا دوست داشت كه حق آشكار نشود پيامبران را به بشارت دادن و بيم كردن برنمىانگيخت ، پيامبران خدا در حال ضعف و نيرومندى حق را آشكار ساختند و گاهى سخن گفتند ، تا خدا امرش را تمام گرداند و حكمش را تنفيذ نمايد . مردم چند دسته و طبقهاند ، گروهى آگاه و بر صراط نجاتند ، به حق دست يازيده و به فروع و اصول اسلامى پاى بندند ، شك و ترديدى ندارند و پناهگاه ديگرى نمى جويند . دسته اى ديگر ، حق را از اهل آن نمى گيرند ، اين دسته مانند كسانى هستند كه بر دريا سير كنند كه به هنگام ناآرامى دريا ناآرام و مضطرب و به هنگام آرامش آن ، در آرامشند . دستهء سومى هستند كه شيطان بر آنان مسلط شده و از روى حسد به مخالفت با اهل حق ، و دفع حق بوسيلهء باطل پرداخته اند . آن را كه ( از صراط مستقيم دست برداشته و ) به چپ وراست مى رود واگذار ، چوپان هر وقت بخواهد گله را با كمتر كوششى جمع خواهد كرد . از اختلاف موالى و دوستان ذكر كرده اى ، اگر جلالت و بزرگى دليل است پس ترديدى نيست آنكه در منصب حكم و خلافت قرار گرفته ( يعنى امام معصوم ( عليه السلام ) ) به تصميم گرفتن و فرمان دادن سزاوارتر است ، تو در مورد آنان كه در قلمرو مراعات تو قرار دارند